شب درد ناکی بود
.زندگی، رسم خوشایندی است.
زندگی، بال وپری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازه عشق.
زندگی ،چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یا د من وتو برود.
زندگی، جذبه دستی است که می چیند.
زندگی، نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است.
زندگی، بعد درخت است به چشم حشره.
زندگی، تجربه شب پره در تاریکی است.
زندگی، حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی، سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.
زندگی، دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هوا پیماست.
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهایی ماه،
فکر بو ئیدن گل در کره ای دیگر.
زندگی، شستن یک بشقاب است.
زندگی، یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است...
*****************************************
دلم می خواد به این عکس با دقت کنید
هر فکر یا احساسی روکه به ذهنتون میرسه برام بنویسید.بدون این اینکه اونو دستکاری کنید وبخواهید یه انشای قشنگ از توش در ارید .فقط خوب به شباهتها توجه کنید واحساس قلبی خودتون واندیشه پنهانتون رو بیان کنید.
منتظر دل نوشته های قشنگتون هستم ومتشکرم.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٢ ق.ظ توسط شادروان باران
